30487
  ۱۳۹۰/۱۰/۱۵
رابطه فرهنگ ، هنر و تمدن
نقطه آغازین هنر را در تاریخ بشریت می توان در بدوی ترین اقوام یافت و آن هنگامی است که انسان نیازهای اولیه خویش را برآورده ساخته و به فراغ بال نسبی رسیده است.
   

مقدمه :
 آن دسته از صنایع که یک یا چند مرحله از مراحل اصلی آن توسط دخالت مستقیم صنعتکار انجام شود به نحوی که خلاقیت ، مهارت و تجربه خود را در ارائه آن اثر بروز دهد صنایع دستی می گویند که شامل اشیاء کاربردی یا شکل زینتی آنها می باشد . کاربردی بودن اثر آن را از دیگر هنرها متمایز می سازد ، اما گاه هنرمند آنچنان شی را با تزئینات همراه می کند که ارزش مادی اثر تا به آنجا افزوده می شود که دیگر در موارد استفاده روزانه کاربردی ندارد .
چنین اشیائی که از یک سو با صنعت مرتبطند و از سویی دیگر با هنر ، از هر دو وجه تمدن و فرهنگ تاثیر می پذیرند . پیشرفت تمدن همراه با پیدایش تکنولوژی های جدید است . کشف فلزات جدید، شیوه های نوین ریخته گری و آشنایی با صنایع جوامع دیگر باعث می شد که صنعتکاران هر از گاهی روشهای انجام کار را تغییر داده و بهبود بخشند . اما تاثیر عمیق تر را فرهنگ می گذارد . از انتخاب طرح و رنگ تا اجرای تکنیک ، انتخاب مواد اولیه و ارائه ی اثر ،تحت نفوذ ذهنیت هنرمند و فرهنگ جامعه ی اوست .
هنرمند صنعتکار در دوره اسلامی باید با نقوش بسیار محتاطانه برخورد می‌کرد . آن آزادی عملی که هنرمند ساسانی در تصویر کردن جانوران و استفاده از نقوش انسانی داشت را به علت داشتن مذهبی که از تصویر کردن آنها ممانعت به عمل می آورد ، نداشت . پس با باقیمانده موتیف ها یعنی نقوش گیاهی چنان خلاقیتی در طراحی ایجاد کرد که هنر اسلامی پس از چندین قرن صاحب یکی از غنی ترین گنجینه های هنری جهان آن روز گردید . به طوری که حتی در دوران معاصر نیز آنچه به عنوان هنر ایرانی و اسلامی در بین اقوام شناخته شده است بازمانده ی همان دوران است .
 
تمدن
تمدن در فارسی از " مدینه " به معنای شهر گرفته شده است . و معنی آن شهر نشین شده است و ترجمه ای است از Civilization . دستاورد های جوامع کوچک و قبایل گرد هم آمده را نمی توان به طور مشخص از مظاهر تمدن دانست . بلکه برای متمدن نامیدن یک اجتماع دلایل و نشانه هایی مد نظر است که در رابطه مستقیم با رفاه نسبی ، اقتصادی و ثبات سیاسی می باشد .
 در تمدن چهار رکن و عنصر اساسی می توان تشخیص داد که عبارتند از : پیشبینی و احتیاط در امور اقتصادی ، سازمان سیاسی ، سنن اخلاقی ، و کوشش در راه معرفت و بسط هنر . [1]
از لحاظ اقتصادی بروز اولین نشانه های تمدن پس از آن است که جوامع کوچک در برآورده کردن برخی نیاز ها خودکفا شده و به سبب آشنایی با جوامع کوچک دیگر احساس نیاز به کالاهای مصرفی آنها را پیدا کرد و با مبادلات کوچک پایاپای کالای مازاد خود را با کالای مازاد گروه مقابل مبادله می کنند .
آنچه از پیش از تاریخ فلات ایران در دست است به هزاره ی هفتم و هشتم ق . م بر می گردد . آغاز تاریخ باستانشناسی فلات ایران به روشنی معلوم نیست ولیکن یقین حاصل است که چندی پیش از تحول نوسنگی و رواج کشاورزی یعنی با شروع عصر مس و سنگ یا حدود 3000 قبل از میلاد ساکنان این خطه در جوامع کوچک گرد هم آمده و معیشت خود را بر پایه کشاورزی بنا نهاده و تا حدودی شروع به داد و ستد دستاوردهایشان با یکدیگر کردند . [2] این گونه دادوستد ها کم کم باعث ایجاد معیارهای سنجش اولیه و سپس تعریف پول به عنوان واسطه مبادله گردید .
شرایط مشابهی نیز در مورد صنایع از جمله فلزکاری ، سفال و معماری پیش آمد . گرد آمدن جوامع در مناطق و متمرکز شدن آنها و بهبود نسبی شرایط اقتصادی و ثبات سیاسی که به واسطه کثرت جمعیت و ایجاد گروه های محافظ اجتماع پیش آمد سبب رفع نیازهای اولیه این جوامع انسانی گردید. فارغ شدن از رفع این نیازها باعث توجه به قسمت دیگری از زندگی گردید که هنر نیز جزءآن محسوب
 می شود .
یک سیر تسلسل همیشگی ، همواره با جوامع بشری همراه بوده است . و آن چگونگی پیدایش تمدن و موارد محک زدن و ارزیابی آن می باشد . شاید همیشه این عوامل به روشنی تمرکز در دهانه رودها نباشد اما با کنکاش و فرو رفتن در لایه های زیرین نمونه های مشابه بسیاری را می توان یافت که چون روخوانی از تمدنی دیگر در همسایگی یا حتی در قاره ای دیگر تکرار شده است . در برخی موارد این هماهنگی آنچنان بوده است که می توان حلقه های مفقوده ی برخی تمدنها را از روی خواهر خوانده های آنان جایگذاری کرد .
سیر پدید آمدن صنایع در جوامع بشری نیز روندی این گونه را دنبال می کند . پیدایش نخستین ابزار های سنگی و استخوانی تا خلق نمونه های منحصر به فرد هنری و صنعتی را میتوان در یک فرآیند چهارمرحله ای ترسیم کرد : در ابتدا نیاز به خلق و احساس کمبود انسان را وادار به ساخت ابزار در ابتدایی ترین شکل آن می کند . مانند سنگ آتش زنه . در گام بعدی شی ابتدایی به همان صورت ساده در اختیار دیگر اعضای اجتماع قرار می گیرد . مرحله دیگر شخصی سازی ابزار است به طور مثال گذاشتن علامتی بر روی دسته چاقو به صورت نقشهای ابتدایی تیغ ماهی یا خوشه گندم .
آخرین و طولانی ترین مرحله افزودن عناصر تزئینی به شی مورد نظر است . در این مرحله که کارکرد های ابزاری شی به تثبیت رسیده است و کمی و کاستی های آن بر طرف شده است و به شکل بهینه سازی شده مورد استفاده قرار می‌گیرد ، دیگر صرفا کاربرد آن مقصود نظر هنرمند نیست . بلکه آرایه های تزئینی و جلوه متفاوت و برجسته شی در نظر دیگران است که شخص را وا می‌دارد آن شی را در میان اشیا مشابه با همان کاربرد جهت استفاده برگزیند .
این 4 مرحله را در تمامی اعصار و دورانها ، حتی دوره معاصر نیز می توانیم مطالعه کنیم . به طور مثال تکنولوژی های و اختراعات معاصر مانند کامپیوتر ، تلویزیون ، دستگاه تلفن و ... که در ابتدا هدف صرفا استفاده از قابلیت های فنی آن بوده است اما با گذر از این مرحله و ایجاد رقابت کم کم نمونه های جدیدی با توجه بیشتر به فرم ، رنگ و حجم وارد چرخه تولید شد .
با رجوع به چهار مرحله ای که برای پیدایش سیر تبدیل یک شی کاربردی به یک اثر هنری نام بردیم می توان ظهور و پیدایش تمدن را با چهارمی مرحله که همان گذر از مرحله نیاز ، تکثیر و شخصی سازی و ورود به مرحله انتخاب است یکی بدانیم .
 
هنر
 همواره تعاریف گوناگون ، گاهی ساده و گاهی پیچیده از مفهوم هنر ارائه شده است . اما نقطه آغازین آن را در تاریخ بشریت می توان در بدوی ترین اقوام یافت و آن هنگامی است که انسان نیازهای اولیه خویش را برآورده ساخته و به فراغ بال نسبی رسیده است .
انسان همواره در اختراع وسایل و ابزار در ابتدا تنها به کاربرد و کارایی آن توجه داشته و پس از ساخت و به کارگیری اندک اندک به زیبا تر کردن آن پرداخته است .
شکارچی که بعد از شکار به نظافت زوبین خود می پردازد ،هنگام تیز کردن آن چند خط مورب نیز بر دسته آن می اندازد . بدون در نظر گرفتن نیاز روحی انسان به هنر می توان هنر را چیزی نامید که با حذف آن اززندگی روزمره انسان ، حیات وی به خطر نمی افتد . سقراط نیز عقیده دارد : « لذات واقعی از همه چیزهایی پدید می آیند که نداشتنشان دردناک نیست اما حصولشان به طور آگاه خوشایند است و رنج را در آنها اثری نیست» .[3]
 ولی هرگاه پیشرفت جوامع انسانی در هر تمدنی یا خیزش مجدد قوم شکست خورده ای را مطالعه کنیم اندکی پس از اسکان و رسیدن به تعادل سیاسی و اقتصادی ، حتی پیش از شکل گیری علوم و فنون، این هنر است که در تمامی ابعاد زندگی آن جوامع تجلی می کند و می توان این نتیجه را از آن گرفت که انسان به صورت غریزی سعی در آراستن محیط زندگی خود دارد .
 
جغرافیا
عنصر تاثیر گذار دیگر جغرافیاست که هم در نحوه شکل گیری ، سرعت پیشرفت و تفاوت در نمودهای عینی تمدن موثر است .
نجد ایران مثلثی است است بین دو فرو رفتگی ، خلیج فارس در جنوب و دریاچه خزر در شمال .[4] در شمال نجد ایران رشته کوه های البرز واقع شده که در مرتفع ترین نقطه آن کوه دماوند می باشد. این رشته کوه ها تا انتهای غربی آذربایجان ایران ادامه می‌یابد .
نجد ایران علاوه بر زمین بارور و بخشنده خود ، دارای کانیها و معادن مختلف از قبیل سنگ ، فلز ، چوب و ... بوده که همگی باعث می شد نسبت به همسایه خود ـ میان رودان ـ  از موقعیت بهتری برخوردار شود و رشد اقتصادی بهتری داشته باشد . [5]
از آنجایی که ایران در زمانهای گذشته به گستره وسیعی که از شرق به هند و از غرب به شمال آفریقا می رسید اطلاق می گردید و اقوام بیشماری به صورت دوره ای در زیر سیطره ی حکومت مرکزی ایران قرار می گرفتند ، بررسی تاثیر محیط جغرافیایی بر تمدن و فرهنگ آن دشوار می نماید . لذا برای بررسی کاملتر حوزه مورد نظر را به ایران اواخر دوره ساسانی محدود می کنیم .
4 منطقه آب و هوایی در محدوده فوق قابل تفکیک است : نواحی معتدل شمالی ، نواحی کوهستانی در شمال و غرب، نواحی گرم و خشک شرق و مرکزی و جلگه خوزستان و فارس که در هر یک از این نواحی مناطق باستانی مکشوفه بسیاری موجود است که تاییدی بر وجود تمدنهای پیشین آن می باشد .
منطقه محل سکونت هنرمند و صنعتکار باستانی تاثیر مستقیم در محصول تولیدی داشته ، به طور مثال در مناطقی که دارای ذخایر غنی معدنی بوده اند هنر فلز کاری و در نواح مرکزی که خاک رس مرغوبی دارد هنر سفالگری نمود بیشتری یافت .
البته در پیدایش آثار هنری دو عنصر دیگر نیز مشخصا تاثیر گذارند : سفارش دهنده و پدید آورنده . بررسی ذهنیت این دو گروه بسیاری از نکات مبهم در تاریخ هنر را روشن می کند .
پروفسور پوپ عوامل شکوفایی هنر ایران را این گونه نام می برد :
•     فرهنگها و تمدنهای گوناگون و متضادی که ایران پیوسته با آنها در تماس بوده است.
•     مذهب
•     سنتهای متراکم و تکیه بر هنر گذشتگان
•     حمایت شاهان [6]
 
فرهنگ
واژه فرهنگ ترجمه ای است از Culture به معنای پروراندن ، رویاندن و باروری . همانگونه که اشاره شد تمدن و فرهنگ بر دو وجه از زندگی اجتماعات مرتبط می‌شوند. تمدنی با نمودهای فیزیکی ، تکنولوژی و صنایع و فرهنگ با ادبیات ، هنر و روابط اجتماعی . البته این دو در مواردی با هم اختلاط پیدا می کنند .
برخی از چیزها جز فرهنگ ملتی است اما جز تمدن ملت دیگری به حساب می‌آید ، مثلا تکنولوژی که برای کشورهای اروپایی و مبدع آنها جز فرهنگشان شده است و برای ملتهای شرقی (در حال توسعه) تمدن را می سازد .[7]
برای بررسی فرهنگ هر قوم از سه دسته منابع استفاده می کنیم . الف : آثار تاریخی و کشفیات باستانشناسی ب : مدارک تاریخی مکتوب ج : بررسی اساطیر Mythology   البته با نگاهی فراتر از اشخاص و سلسله ها. زیرا در نگاهی دیگر تاریخ عبارت می شود از تحقیق حال جامعه فعال ، نه جنگ پادشاهان . دیگر شرح حال اشخاص قوی صفحات تاریخ را تشکیل نمی دهد ، بلکه شرح اختراعات بزرگ و افکار نو اساس تاریخ می گردند . [8]
تاریخ به معنای خاص امروزی به اعتبار شناخت فرهنگ و تمدن معتبر و با ارزش است و گرنه دانستن سرگذشت اشخاص واقوام تنها از نظر حکومتی و فردی چنان ارزشی ندارد . [9]
به طور خلاصه برای بررسی هر اثر هنری باید عوامل مختلفی چون تمدن ، فرهنگ و مظاهر ان چون پیشرفت صنایع ، مذهب ، ادبیات و اسطوره ها را درنظر داشت . زیرا تمامی این عوامل دست به دست هم داده و میزان آزادی عمل هنرمند یا سفارش دهنده را مشخص می کنند.
سفارش دهندگان آثار هنری نیز نقش عمده‌ای در رواج و شکوفایی هنر و صنعت دارند. در دوره هخامنشیان صنایع کوچک در ایران رشد نکردند، زیرا مشتریانی که می‌توانستند این قبیل صنایع را زنده نگه دارند پادشاهان و بزرگان کشور بودند که بیشتر اوقات کارهای خود را به هنرمندان خارجی سفارش می‌دادند.[10]
 
مذهب
بر خلاف دوران معاصر ، زندگی انسان کهن در میان افسانه ها ، مذهب ، تابو ها و سلیقه حکومت وقت احاطه می شد. مذهب به عنوان نهاد اصلی حکومت ، بخش اعظمی از ثروت را نیز در اختیار داشت . و این ثروت پشتوانه خلق اکثر آثار هنری گرانبها و ماندگار به شمار می آید . هنر خارج از این حیطه در حد ظرف و مهر ، آن هم تنها در قشر ثروتمند جامعه وجود داشته است .
تعریف دین: طبق تعاریف سنتی انسان را به طور غریزی موجودی که نیاز به پرستش دارد دانسته اند. این تعریف امروزه دستخوش تغییر فراوانی شده است ولی به طور کلی می توان گفت که دین در نظر انسان، نخستین عکس العمل در برابر نادانی بوده است . انسان به خصوص انسان بدوی همواره در برابر دنیای اطراف خود متعجب بوده است و تمامی حوادث برای او منشاء ناشناخته داشتند و در مقابل هر حادثه ای منفعل بود .  او قدرت تاثیر گذاری بر طبیعت را نداشت ، در نتیجه برای هر علت فیزیکی دلیلی ماورائی می ساخت تا جهل خود را توجیه و حیرانی خود را فرو نشاند .
او به مانند کودکی که پدر را مظهر تمام هوش ، قدرت و ثروت می داند ، انبوهی از ربه النوع و رب النوعها برای خود ساخت و هر نقص خود را در وجود آنها به کمال رساند : خدای جنگ ، زیبایی و باروری ، قدرت ، ثروت و ... و هر رویدادی را که در جهان واقعی قابل انجام نبود به آنان نسبت داد . این خدایان قدرت پرواز داشتند ، نامیرا بودند و بیمار نمی شدند . قوی و زیبا بودند و تواناییهایشان غیر قابل تصور بود .
 
رابطه هنر و مذهب :
گذشته از بحث هنر برای هنر که یک مقوله شخصی برای هنرمند است و به تولید آثار هنری خاص و بدون توجه به کاربرد آن می‌انجامد ، خلق آثار هنری بستگی تنگاتنگی با سفارش دهنده اثر یا مخاطب آن دارد و این تاثیر گاه تا اندازه سلیقه و عقاید شخص هنرمند مهم شمرده می شود . از سوی دیگر در جوامع باستانی به هنرمند همانند سایر افراد جامعه نگریسته نمی شد و گاه تا حد یک روحانی مقام می یافت . نمونه این ارتباط را در دوران متاخرتر در بین کشیشان مسیحی داریم که خود تصویرگر و کاتب کتب مقدس و شمایل نگار کلیسا نیز بودند .
مذهب گذشته از آنکه به عنوان عقیده هنرمند به طور خودآگاه یا ناخودآگاه در شکل گیری اثر هنری تاثیر دارد نقش مهمتری را نیز به عنوان سفارش دهنده بازی می کند و از آنجایی که در ایران از دیر باز تا کنون همواره مذهب با قدرت سیاسی روز، همراه و گاه یکی بوده است ، بررسی این دو مقوله جدا از هم ممکن نیست . از سارگن شاه آکاد تا خسرو انوشیروان هر دو پیوند محکمی با دین دارند یا لااقل اینگونه وانمود می کنند !
سارگون در جایی میگوید : « ایزدبانو ایشتر دلباخته من گشت ، پس من پادشاه شدم. »[11] و خسروانوشیروان نیز خود را شاه- موبد می داند.[12]
بنابرسنتهای کهن که درکتیبه های هخامنشی نیز دیده می شود ، اتحاد و وحدت دین و دولت
می توانست قدرتی عظیم به حکومت ببخشد ، شاهان هخامنشی در اصل برای خود و اعمال خود تقدسی دینی قائل بودند و در حماسه های ایرانی ، کیخسرو نمونه و الگوی شاهی به شمار می آمد ، زیرا دارای شخصیتی روحانی بود که سرانجام هم به آسمان نزد خدایان ، صعود کرد. [13]
 
ادیان باستانی ایران
وجود پیکرکهای سفالین الهه مادر ، پیرایه ها و زیورهای فلزی که پیکرکهای الهه مادر بر خود دارند و متعلق به هزاره های اخیر پیش از میلادند ، وجود مهرهای گردانی که صحنه هایی آیینی بر آنها منقش است و اطلاع مکتوب درباره وجود آیینهای پیرامون الهه مادر و شرکت مردم در این آیینها در آسیای غربی ، می‌رساند که نقطه مرکزی در آداب دینی جوامع بسیار کهن و مادرسالار ، از آسیای میانه تا به غرب آسیا و مدیترانه شرقی ، ستایش الهه مادر بوده است که تا به دوران پدر سالاری بعدی در منطقه ادامه یافته است . [14]
 
هنر اسلامی
هنر اسلامی Islamic Art دارای ماهیت دینی و معنوی است که نه فقط در بارز ترین مظهر آن یعنی معماری مسجد ، بلکه همچنین در عرصه های خوشنویسی ، هنر های تزئینی و هنر تصویری نمایان شده است . با این حال هنر اسلامی بیش از آنکه حاوی صور و موضوعات مذهبی باشد ، تبلور روح ایمان توحیدی مسلمانان است در قالبی انتزاعی .[15]
در بررسی تاریخی اشاره به این نکته لازم است که هنر اسلامی یکباره با ظهور اسلام پدیدار نشد . زیرا ساکنان شبه جزیره عربستان به خصوص قبایل بیابان گرد ، سنت هنری خاصی نداشتند . ویژگی های اساسی هنر اسلامی در حدود یک قرن پس از رحلت حضرت محمد (ص) و در اواخر قرن شکل گرفتند . [16]
هنرمندان ایرانی نیز پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان وارد دوره ی جدیدی از زندگی هنری خود شدند . آنها از دوره ساسانی و اوج تزئینات دیداری و ظروف طلاکوب و نقره و تجملات فراوان درباری وارد دوره ای شدند که حاکمان آن در اتاقهای ساده‌ی گلی زندگی می کردند ، استفاده از طلا و ابریشم را برای مردان حرام می دانستند . نقش انسان و حیوان بر روی اشیا یا پارچه ها ممنوع بود . حدودا دو قرن طول کشید تا دوباره آرایه های تزئینی به شکلی محتاطانه و به آهستگی جای خود را در کنار صفحات کتابها باز کردند . هنرهایی چون مجسمه سازی و تصویرسازی از چهره انسان تا قرنها مهجور ماند و هیچگاه به روزهای اوج خود بر نگشتند .

صنایع دستی
صنایع دستی به عنوان یک رشته دانشگاهی در ایران سابقه ی اندکی دارد و منابع و متون مرجع و تخصصی به زبان فارسی در این رشته بسیار اندک و به همراهی مواردی چون معماری و در کتبی تحت عناوین هنر ایران یا هنر اسلامی به آن پرداخته شده است .
تعریف مشخصی از صنایع دستی در کتب درسی این رشته موجود نیست اما با توجه به دو کلمه تشکیل دهنده ی آن یعنی صنعت و هنر آن را صنعتی مرتبط با هنر و خلاقیت انسانی دانسته اند . به این گونه که هر گاه آرایه ای به شی افزوده شود که تاثیری در کاربرد آن نداشته و صرفا به دلیل زیبایی بصری به آن افزوده شده باشد ، آن را در زمره صنایع دستی می آورند . البته به همین تعریف نیز تبصره هایی افزوده شده است ، از جمله منحصر به فرد نبودن .
در خلق اثر در رشته های دیگر هنری اصل بودن اثر و منحصر به فرد بودن آن یکی از اصلی ترین معیارهای ارزش گذاریست مانند تابلوهای نقاشی . اما در صنایع دستی در رشته هایی مانند نساجی ، قالی بافی ، گره چینی و ... طرح هایی وجود دارند که شاید صدها سال است که از آن به همان صورت اولیه در نمونه های معاصر کپی برداری می شود و اصالت طرح و نقشه و قدمت آن است که به طور مثال به فرش بافت کاشان یا کرمان معروفیت جهانی بخشیده است .
در طراحی سنتی ایرانی نسبت گلها و اسلیمی ها ، حیوانات ترسیم شده ، نقوش هندسی ، رنگهای مورد استفاده و بسیاری موارد دیگر چون مواد اولیه معلوم و مشخص است و حجم بزرگی از این آثار توسط تکنسین های هنری و کارگران کارگاه ها تولید می شود . در این عرصه هنرمند به طراح اثر گفته می‌شود که نمونه ی اولیه را تهیه می کند . وجه مشخصه دیگری که برای صنایع دستی در نظر گرفته شده کاربردی بودن آن است به این معنی که آن شی باید مستقیما از زندگی روزمره مورد استفاده قرار گیرد . نقاشی یک هنرمند روی بوم در گروه هنر های زیبا و همان نقاشی روی قلمدان در زمره صنایع دستی انگاشته می شود . 
 
نتیجه گیری :
پس از گذار انسان از دوران کشاورزی به صنعت یا به گفته الوین تافلر از موج اول به موج دوم اقتصادی ، ایجاد صنایع بزرگ و ساخت اولین خطوط تولید و به دنبال آن تولید انبوه لوازم مصرفی افراد جامعه ، شکل زندگی نیز به طور کلی دگرگون شد . دیگر صنعتکار خانگی یا صاحب کارگاه های کوچک روستایی و شهری توان رقابت با کارخانجات بزرگ را نداشتند و با کم شدن در آمد کم کم به مرز ورشکستگی رسیدند . از سوی دیگر ایجا مشاغل جدید در دوران صنعتی ، مهاجرت به شهر ها و امکان ادامه تحصیل برای افراد جوان جامعه امکان ادامه مشاغل موروثی که اکثرا صنایع دستی را شامل می شدند را مشکل ساخت .
این گونه هنر ها تا آن روزها به صورت سینه به سینه در خانواده منتقل می شد از پدر به پسر و رموز مخصوص خود را برای دیگران بازگو نمی کردند . بنا به همین دلایل کم کم این گونه مشاقل خانگی رو به زوال رفت و امروزه به جز استفاده های محدود محلی و ارائه به گردشگران رواج چندانی ندارد .
اما با گذر از موج دوم صنعتی و ورود به دنیای فرا صنعتی و احیا خرده فرهنگ ها در مقابله با روند جهانی سازی ، فرهنگ های محلی در حال رشد و تعریف دوباره ی خود هستند و در این میان صنایع دستی محلی این بار به صورت بهینه سازی شده و هماهنگ با زندگی روزمره انسان های این عصر جای خود را باز می یابند .


پاورقی
   _______________________________________

[1] : ویل دورانت ، مشرق زمین گاهواره تمدن (بخش اول )، ترجمه احمد آرام . ص 3
[2] : ر.دبلیو.فریه ، هنرهای ایران ، پرویز مرزبان ، انتشارات فرزان ، تهران ، 1374 ، ص 1
[3] : رید. هربرت، هنر امروز ، سروش حبیبی، انتشارات امیرکبیر ، 1353، ص 65
[4] : گریشمن. رومن ، ایران از آغاز تا اسلام ، ترجمه محمد معین ، ص 1
[5] : ر.دبلیو.فریه، هنرهای ایران ، پرویز مرزبان ، انتشارات فرزان ، تهران ، 1374 ، ص 1
[6] : پوپ. آرتور ، هنر ایران ، عیسی صدیق ، انتشارات مدرسه عالی خدمات جهانگردی و اطلاعات ، 2535
[7] : محمودی بختیاری. علیقلی ،زمینه فرهنگ و تمدن ایران ، انتشارات مدرسه عالی بازرگانی ، 1353 ، ص 45
[8] : ویل دورانت ، تاریخ فلسفه ، ترجمه زریاب خویی ، چاپ سازمان کتب جیبی ، جلد 2 ، 1348 ، ص 517
[9] : زمینه فرهنگ و تمدن ایران، ص 9
[10] : پوپ.آرتور ، هنر ایران ، عیسی صدیق ف انتشارات مدرسه عالی خدمات جهانگردی و اطلاعات ، 2535 ، ص 40
[11] : ف . ژیوان و دیگران ، اساطیر آشور و بابل ، ابوالقاسم اسماعیل پور ، بی نا ، بی تا ، ص 77
[12] : بهار. مهرداد ، ادیان آسیایی ، نشر چشمه ، 1375 ، ص 55
[13] : همان ماخذ ، ص 54
[14] : بهار. مهرداد ، همان ماخذ ، ص 28
[15] : پاکباز.رویین ، دایره المعارف هنر انتشارات فرهنگ معاصر ، تهران ، 1381، ص 725
[16] : دایره المعارف هنر ، ص 726

©2019 HozehHonari. All Rights Reserved